ابو القاسم راز شيرازى

218

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و بود آن حضرت « فصيح المنطق » « 120 » و شيرين‌كلام‌تر از خلايق ؛ و مىفرمود : « من افصح « عرب » هستم » . و اهل جنّت ، تكلّم مىكنند به لغت آن حضرت ، كه : « اهل الجنّة عربىّ اللّسان » « 121 » . و تكلّم مىفرمود به « جوامع كلم » « 122 » ، و زيادتى و قصور در كلام آن حضرت نبود ، و « به حفظ سامع مىداد كلام خود را » « 123 » كه فراگيرد . در حال غضب و [ رضا ] ، نمىگفت مگر خير را . و بود پاكيزه‌نفس‌تر از خلق ، قبل از نزول « قرآن » . و ذكر مىفرمود قيامت را ، و خطبه مىخواند در موعظهء مردم . و آمد اعرابيى روزى خدمت آن حضرت ، و متغيّر الاحوال بود آن حضرت ، پس خواست اعرابى سؤال نمايد ، اصحاب مانع آمدند ، اعرابى گفت : « واگذاريد مرا ! به خدايى كه مبعوث فرموده است او را بر حق كه نمىگذارم حضرت را تا آنكه تبسّم نمايد » . پس گفت : « يا رسول اللّه ! رسيده است ما را آنكه « دجّال » - لعنه اللّه - مىآورد مردم را تريد « 124 » ، در حالى كه هلاك شده‌اند از جوع ، آيا مىبينى يا رسول اللّه آنكه من بازدارم خود را و عفّت كنم از خوردن تريد او تا آنكه هلاك شوم به عبث يا آنكه دست زنم در تريد تا آنكه سير شوم ، و مؤمن باشم به خدا و رسول و كافر باشم به آن لعين ؟ » . پس آن حضرت تبسّم فرمود از سخن آن اعرابى تا آنكه ظاهر شد دندانهاى مبارك آن حضرت . بعد

--> - براى تو نيست ، از تو آمرزش مىخواهم و به سوى تو توبه مىكنم : « بحار الانوار » 2 : 63 ، « مستدرك الوسائل » 15 : حديث 18733 - 3 ( 120 ) - صاحب شيوايى در گفتار ( 121 ) - اهل بهشت ، عربى زبانند . ( 122 ) - كلمات جامعه ؛ يعنى كلماتى كه « به لفظ اندك و معنى بسيار » باشد . ( 123 ) - يعنى طورى تكلّم مىفرمود كه در خاطر مخاطب باقى مىماند . ( 124 ) - خرده نانى كه در غذاى مايع نظير شير و آبگوشت ريزند .